trusteedhip معنی فارسی امانت امانت داري واژههای دیگر با معنی «امانت» trusteeship امانت، امانت داري، توليت trustee امانت دار، امنا، امين depositary امانت دار، سپرده نگهدار depositor امانت گذار، امانت سپار، سپرده گذار consignment امانت فرستي، ارسال، کالاي فرستاده consignor امانت فرستنده، حمل کننده، فرستنده کالا abuse of confidence خيانت در امانت have custody of امانت نگهداشتن deed of trust سند توديع امانت، سند استيفاي دين از ملک رهني deposit with someone نزد کسي امانت گذاردن، ايداع کردن