دیکشنری فارسی

tucked

UKtʌkt UStʌkt

معنی فارسی

بالا زدن تو گذاشتن چين دادن جمع کردن خوب جادادن تو گذاشتگي بالا زدگي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having tucked or being tucked “tightly tucked blankets” “a fancy tucked shirt”

واژه‌های دیگر با معنی «بالا زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن