دیکشنری فارسی

two

UKtwou UStu:

معنی فارسی

دو شماره دو

معنی کامل و مثال‌ها

/tōō/adj., n.

دو (2)

two brothers

دو برادر

دو تا، دو عدد، زوج، جفت

we bought two of them

دو تا از آنها را خریدیم.

(ورق بازی) دولو، خال دو

two of hearts

دولوی دل

(تاس‌بازی) دو

عدد دو، شماره‌ی دو

* in two

در دو یا به دو بخش، دو پاره، دو تکه

Hassan cut the mellon in two

حسن خربزه را به دو قسمت برید.

* put two and two together

(با سنجش جوانب یا محاسبه) به نتیجه‌ی محرز رسیدن

* two wrongs don't make a right

تکرار کار خلاف دردی را دوا نمی‌کند

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English 'twa', from Proto-Germanic 'twai'.

مثال

  • I have two apples.
  • They have two children.
  • Two plus two equals four.

ترکیب‌های رایج

Two apples Two children Two hours Two days

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the sum of one and one or a numeral representing this number
  2. one of the four playing cards in a deck that have two spots “he received two messages”

مترادف‌ها

noun
1. Sum of two units.
2. Pair, couple, brace.

واژه‌های دیگر با معنی «دو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن