underclay معنی فارسی زير خاک معنی کامل و مثالها /un´dǝr klā´/n.● (کان زغالسنگ - گل رس زیر یک لایه زغال) زیر خاک واژههای دیگر با معنی «زير خاک» subsoil خاک زير enbombing (زير) خاک کردن، قبرکردن، دفن کردن entomb (زير) خاک کردن، قبرکردن، دفن کردن landfill دفن زباله و آشغال در زير خاک، محل خاک کردن زباله، آشغال دفن شده surficial swellings بادکردگي سطحي زمين در اثر يخ زدن آب، زير سطحي خاک inhume در خاک نهادن، در خاک سپردن، زير خاک کردن substrata اساس، زمينه، ماده (اصلي) substratum اساس، زمينه، ماده (اصلي) intomb قبر کردن، دفن کردن، قبر بودن يا شدن براي M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو