unsexed معنی فارسی اخته کردن خواجه کردن واژههای دیگر با معنی «اخته کردن» emasculate اخته کردن، خايه کشيدن (از)، سست کردن geld اخته کردن، محروم کردن، تنقيح کردن evirate اخته کردن، خايه کشيدن (از)، سست کردن castrate اخته کردن، خواجه کردن caponize اخته کردن (خروس) spay اخته کردن (جانور ماده)، بي تخمدان کردن (زن) castration خايه کشي، خايه کني، عمل اخته کردن ياخواجه کردن