up to d. معنی فارسی تمام شده تا تاريخ فعلي تازه جديد واژههای دیگر با معنی «تمام شده» finished تمام (شده)، پرداخته، باکمال dear-bought گران تمام شده، گران خريد cost price قيمت تمام شده exhausted materials مواد تمام شده finished floor level رقوم کف تمام شده basing point pricing قيمت تمام شده کالا cost ledger دفتر قيمت تمام شده cost records مدارک قيمت تمام شده، مدارک تعيين ارزش cost reduction تقليل قيمت تمام شده cost accounting حسابداري قيمت تمام شده، حسابداري هزينه، حسابداري صنعتي