دیکشنری فارسی

upheave

UKʌphiːv

معنی فارسی

بالا آوردن بلند کردن ورغلپيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/up hēv´/vt., vi.

● (با فشار زیاد) بلند کردن، فراز کشیدن، فراز افکندن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English upheven, from Old English ūphebban.

مثال

  • He had to upheave the heavy box onto the shelf.
  • The earthquake upheaved the ground.
  • The workers upheaved the boulder with a crane.

ترکیب‌های رایج

upheave box upheave ground upheave boulder upheave lava

تعریف انگلیسی

verb
  1. lift forcefully from beneath “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Elevate, raise, lift, lift up, heave up.

واژه‌های دیگر با معنی «بالا آوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن