دیکشنری فارسی

uptake

معنی فارسی

فهم يادگرفتن متداول جديد تازه

معنی کامل و مثال‌ها

/up´tāk´/n.

جذب (به طرف بالا)، در آشامش، بالاکشی

(لوله) هواکش، دودکش، بادگیر

* quick (or slow) on the uptake

(امریکا - عامیانه) دارای فهم سریع (یا آهسته)، تند (یا کند) ذهن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process of taking food into the body through the mouth (as by eating)
  2. a process of taking up or using up or consuming “they developed paper napkins with a greater uptake of liquids”

واژه‌های دیگر با معنی «فهم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن