usably معنی فارسی قابل استعمال قابل استفاده واژههای دیگر با معنی «قابل استعمال» usable قابل استعمال، قابل استفاده apply بکار بردن، بکار زدن، استعمال کردن handier قابل دست گرفتن، اسان براي استعمال، راحت handiest قابل دست گرفتن، اسان براي استعمال، راحت handy قابل دست گرفتن، اسان براي استعمال، راحت