vagrancy
UKveigrənsiː
US'veıgrənsı
معنی فارسی
آوارگي ولگردي دربدري اوباشي
معنی کامل و مثالها
/vā´grǝn sē/n., pl.
● ولگردی، پرسهزنی، عیاری
in some towns vagrancy is against the law
در برخی شهرها ولگردی خلاف قانون است.
● (نادر) انحراف، زدن به صحرای کربلا
● بیخانمانی، خانه بدوشی، آوارگی
تعریف انگلیسی
noun
- the state of wandering from place to place; having no permanent home or means of livelihood
مترادفها
noun
Roving, wandering.