دیکشنری فارسی

vagabondage

UKvægəbɔndidʒ

معنی فارسی

دربدري آوارگي خانه بدوشي

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● خانه بدوشی، دربدری، آلاخون والاخونی، سرگردانی، آوارگی

● عیاری، دوره‌گردی

● ولگردی (vagabondism هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. travelling about without any clear destination “she followed him in his wanderings and looked after him”

واژه‌های دیگر با معنی «دربدري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن