vagabondage
UKvægəbɔndidʒ
معنی فارسی
دربدري آوارگي خانه بدوشي
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● خانه بدوشی، دربدری، آلاخون والاخونی، سرگردانی، آوارگی
● عیاری، دورهگردی
● ولگردی (vagabondism هم میگویند)
تعریف انگلیسی
noun
- travelling about without any clear destination “she followed him in his wanderings and looked after him”