دیکشنری فارسی

vanishing point

معنی فارسی

نقطه تلاقي

معنی کامل و مثال‌ها

● (نقطه‌ای که در آن خطوط موازی ظاهرا به هم می‌رسند) نقطه‌ی فرار، نقطه گریز، نقطه تلاقی

● (زمان یا جای ناپدید شدن یا نابود شدن) نابودگاه، ناپدیدگاه، نقطه پایان، نقطه محو، نقطه توقف، نقطه نابودی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the point beyond which something disappears or ceases to exist
  2. the appearance of a point on the horizon at which parallel lines converge

واژه‌های دیگر با معنی «نقطه تلاقي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن