velate معنی فارسی پرده دار پرده ي غشادار معنی کامل و مثالها /vē´lāt´, -lit/adj.● پردهدار، پردهی غشادار واژههای دیگر با معنی «پرده دار» webbed پرده دار، پوست دار webfoot پاي پرده دار، جانور داراي پاي پرده دار.، جانور پرده پا fin-footed داراي پاهاي پرده دار، پرده پا، پاپرده اي web tode داراي پنجه هاي پرده دار، پا پرده اي (چون مرغابي) web footed داراي پنجه هاي پرده دار، پاپرده اي (چون مرغابي) aliped پرنده اي با پاي پرده دار، پنجه هاي چترمانند، پا پرده اي filmy پرده اي، پرده دار، پوسته دار tapestries پرده قاليچه نما، پرده نقش دار، پرده ديوارکوب tapestry پرده قاليچه نما، پرده نقش دار، پرده ديوارکوب chamberlain رئيس خلوت، پيشکار، ناظر