vended UKvendid معنی فارسی فروختن واژههای دیگر با معنی «فروختن» sell فروختن، بفروش رساندن، فروختن :بباد دادن vend فروختن sell for cash نقد فروختن sell off يکجا فروختن، ارزان فروختن، فروش يکجا وارزان. sell on credit نسيه فروختن regrate يکجاخريدن وخرده فروختن resell دوباره فروختن (پس از خريد) bootleg نوشابه هاي ممنوع را بطورقاچاق فروختن wine cooper کسيکه کارش جادادن يا فروختن باده است overbook بيش از ظرفيت بليط فروختن يا جا پيش فروش، کردن