veneer
معنی فارسی
روکش کردن پوشاندن در لفافه گذاردن روکش
معنی کامل و مثالها
/vǝ nir´/vt., n.
● روکش (به ویژه روکش چوب)
the table with a walnut veneer
میز دارای روکش چوب گردو
rain made the veneer swell
باران موجب شد که روکش باد بکند.
● روکش کردن
to veneer furniture with mahogany
مبل را با چوب ماهون روکش کردن
● (هریک از لاهای تختهی سهلا و چهارلا و غیره) لا، لایه
● ظاهر فریبنده، نمای دروغین، پیرایه، زرق و برق
underneath that veneer of friendship there was intense hostility
در زیر آن ظاهر دوستانه دشمنی شدیدی وجود داشت.
● دارای ظاهر فریبنده کردن، پر زرق و برق کردن
● (لاهای تخته سهلا و غیره را) به هم چسباندن
تعریف انگلیسی
- coating consisting of a thin layer of superior wood glued to a base of inferior wood
- an ornamental coating to a building
- cover with veneer “veneer the furniture to protect it” “Somebody ----s something”
مترادفها
verb active
Overlay, cover thinly, coat.