دیکشنری فارسی

veneer

UKvəniər USvə'nıə

معنی فارسی

روکش کردن پوشاندن در لفافه گذاردن روکش

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝ nir´/vt., n.

● روکش (به ویژه روکش چوب)

the table with a walnut veneer

میز دارای روکش چوب گردو

rain made the veneer swell

باران موجب شد که روکش باد بکند.

● روکش کردن

to veneer furniture with mahogany

مبل را با چوب ماهون روکش کردن

● (هریک از لاهای تخته‌ی سه‌لا و چهارلا و غیره) لا، لایه

● ظاهر فریبنده، نمای دروغین، پیرایه، زرق و برق

underneath that veneer of friendship there was intense hostility

در زیر آن ظاهر دوستانه دشمنی شدیدی وجود داشت.

● دارای ظاهر فریبنده کردن، پر زرق و برق کردن

● (لاهای تخته سه‌لا و غیره را) به هم چسباندن

تعریف انگلیسی

verb
  1. coating consisting of a thin layer of superior wood glued to a base of inferior wood
  2. an ornamental coating to a building
  3. cover with veneer “veneer the furniture to protect it” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Overlay, cover thinly, coat.

واژه‌های دیگر با معنی «روکش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن