دیکشنری فارسی

verdancy

UKvəːdnsiː

معنی فارسی

سبزي تازگي خامي

مترادف‌ها

noun
1. Greenness, viridity, verdantness.
2. (Colloquial) Inexperience, rawness, liability to be imposed upon.

واژه‌های دیگر با معنی «سبزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن