verdant
UKvəːdnt
US'və:dənt
معنی فارسی
سبز خرم تازه خام
معنی کامل و مثالها
/vu_rd´'nt/adj.
● سبز
● سبز و خرم، پوشیده از گیاه، سبز پوش
● نورسته، بیتجربه، ناپخته
a verdant youth
جوان بیتجربه
مترادفها
adjective
1. Green, fresh.
2. (Colloquial) Raw, inexperienced, green, green in knowledge.