دیکشنری فارسی

verdant

UKvəːdnt US'və:dənt

معنی فارسی

سبز خرم تازه خام

معنی کامل و مثال‌ها

/vu_rd´'nt/adj.

سبز

سبز و خرم، پوشیده از گیاه، سبز پوش

نورسته، بی‌تجربه، ناپخته

a verdant youth

جوان بی‌تجربه

مترادف‌ها

adjective
1. Green, fresh.
2. (Colloquial) Raw, inexperienced, green, green in knowledge.

واژه‌های دیگر با معنی «سبز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن