دیکشنری فارسی

vertex

UKvəːteks US'və:'teks

معنی فارسی

نوک سر تارک راس قله فرق

معنی کامل و مثال‌ها

/vu_r´teks´/n., pl.

(بخشی از خورشید و ماه که از افق ظاهر می‌شود - بخش فرازین سر یا جمجمه یا تپه و غیره) تارک، راس، فرازگاه، فرازبخش، سر، بالا، قله، چکاد، نوک

vertex of an angle

راس زاویه

the vertex of the skull

تارک جمجمه

the building on the vertex of the hill

ساختمان روی قله‌ی کوه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the point of intersection of lines or the point opposite the base of a figure
  2. the highest point (of something) “at the peak of the pyramid”

مترادف‌ها

noun
1. Point.
2. Top, summit, crown.
3. Crown of the head.
4. Zenith.

واژه‌های دیگر با معنی «نوک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن