vibratile
معنی فارسی
جنبنده قابل اهتزاز قابل ارتعاش لرزنده
معنی کامل و مثالها
/vī´brǝ til/adj.
● ارتعاشی، شیوانی، نوانی، لرزهای، لرزشی
جنبنده قابل اهتزاز قابل ارتعاش لرزنده
/vī´brǝ til/adj.
● ارتعاشی، شیوانی، نوانی، لرزهای، لرزشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن