vicinal
معنی فارسی
همسايه در همسايگي پيوسته نزديک مجاور.
معنی کامل و مثالها
/-nǝl/adj.
● در نزدیکی، نزدیک، مجاور، همسایه
همسايه در همسايگي پيوسته نزديک مجاور.
/-nǝl/adj.
● در نزدیکی، نزدیک، مجاور، همسایه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن