دیکشنری فارسی

vicinal

معنی فارسی

همسايه در همسايگي پيوسته نزديک مجاور.

معنی کامل و مثال‌ها

/-nǝl/adj.

در نزدیکی، نزدیک، مجاور، همسایه

واژه‌های دیگر با معنی «همسايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن