vis a vis معنی فارسی روبرو ، متقابل ، شخص روبرو (به ويژه در رقص) واژههای دیگر با معنی «روبرو» opposite روبرو، روبروي هم، مقابل head wind باد روبرو، باد مخالف. apposed engine موتور روبرو facing pages صفحات روبرو confront روبرو شدن با، مواجهه دادن. horizontally opposed engine موتور تخت روبرو rencontre با خصومت روبرو شدن، مقابله کردن، مصاف. cornerwise ازگوشه اي بگوشه روبرو opposed-piston engine موتور پيستون روبرو متقابل volte face چرخش بمنظور روبرو شدن باحريف، چرخش.