دیکشنری فارسی

vortex

UKvɔːteks US'vɔ:teks

معنی فارسی

گرداب حلقه پيچ

معنی کامل و مثال‌ها

/vôr´teks´/n., pl.

● گرداب (whirlpool هم می‌گویند)، چرخاب، تاو

● گردباد (whirlwind هم می‌گویند)

● (مجازی) وسط هر چیز پر تلاطم و فعالیت، کانون

he too was drawn into the vortex of the political struggle

او نیز به کانون آن کشمکش سیاسی کشانده شد.

Miami became the commercial vortex of North and South America

میامی مرکز بازرگانی امریکای شمالی و جنوبی شد.

● مرکز گرداب (یا گردباد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the shape of something rotating rapidly
  2. a powerful circular current of water (usually the result of conflicting tides)

مترادف‌ها

noun
1. Whirl, whirlpool, eddy.
2. Whirlwind, eddy.
3. Whirl, whirlwind, whirlpool, maelstrom, dizzy round.

واژه‌های دیگر با معنی «گرداب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن