vortices UKvɔːtisiz معنی فارسی گرداب حلقه پيچ واژههای دیگر با معنی «گرداب» vortex گرداب، حلقه، پيچ votexes گرداب، حلقه، پيچ gurge گرداب whirlpool گرداب gulfy پر گرداب vortiginous گرداب وار، حلقه اي، پيچ پيچ eddied گرداب کوچک، دوديامه پيچنده، پيچيدن eddies گرداب کوچک، دوديامه پيچنده، پيچيدن eddy گرداب کوچک، دوديامه پيچنده، پيچيدن maelstrom گرداب بزرگ، (در کرانه باختر نروژ)