wamble
US'wɔmbəl
معنی فارسی
چرخ زدن غلت زدن تلو تلوخوردن حالت تهوع داشتن به هم خوردن
معنی کامل و مثالها
/wäm´bǝl, wäm´ǝl/n., vi.
● (محلی)
● چرخ زدن، غلت زدن
● تلو تلو خوردن
● (مهجور) حالت تهوع داشتن، (دل ) به هم خوردن
● تهوع
● چرخ زنی، شلنگ تخته