warned
UKwɔːnd
USwɔ:nd
معنی فارسی
آگاه کردن آگاهانيدن خبر دادن با خبر کردن متنبه کردن با حذر کردن
آگاه کردن آگاهانيدن خبر دادن با خبر کردن متنبه کردن با حذر کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن