دیکشنری فارسی

waterless

معنی فارسی

بي آب

معنی کامل و مثال‌ها

/-lis/adj.

●

● بی‌آب، خشک

● بی‌نیاز از آب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking sufficient water or rainfall “an arid climate” “a waterless well” “miles of waterless country to cross”

واژه‌های دیگر با معنی «بي آب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن