wended UKwendid معنی فارسی رفتن پيش گرفتن پيمودن واژههای دیگر با معنی «رفتن» go رفتن، روانه شدن، حرکت شدن goes رفتن، روانه شدن، حرکت شدن wend رفتن، پيش گرفتن، پيمودن go to رفتن، اسم مصدر gae رفتن goin رفتن retrogress پس رفتن، برگشتن، تنزل کردن retrogressively پس رفتن، برگشتن، تنزل کردن scamper در رفتن، گريختن، زه زدن pullback پس رفتن، عقب زدن، قلا ب