دیکشنری فارسی

whereabouts

UKwɛərəbauts US'werə'bauts

معنی فارسی

کجا تقريباً در کجاها جاي تقريبي حدود تقريبي

معنی کامل و مثال‌ها

/hwer´ǝ bouts´,wer´-/adv., n.

کجا، در چه محل

he knows whereabouts the road will be constructed

او می‌داند جاده کجا ساخته خواهد شد.

(مهجور) که، که در یا روی آن (یا او)

جا، محل، محل سکونت (where about هم می‌گویند)

nobody knows the spy's whereabouts

هیچ‌کس محل آن جاسوس را نمی‌داند.

مترادف‌ها

I. adverb
Near what place, about where, near what.
II. noun
(Colloquial) Residence, location.

واژه‌های دیگر با معنی «کجا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن