whimper
معنی فارسی
ناله کردن ناليدن ناله کنان گفتن ناله
معنی کامل و مثالها
/hwim´pǝr/vi., vt., n.
● زوزه کشیدن، نالیدن، ناله کردن، موییدن، مویه کردن، زنوییدن
the dog whimpered all night
سگ تمام شب زوزه کشید.
the wind whimpers through the trees
باد از میان درختان زوزه میکشد.
● هقهق (گریه) کردن، زاریدن، زاری کردن
the whimper of a mother whose son had died
زاری مادری که پسرش مرده بود
● هقهق کنان گفتن، گریه کنان اظهار کردن، ناله کنان گفتن
the old man whimpered that his leg was broken
پیرمرد ناله کنان گفت که پایش شکسته است.
● زوزه، زنویه
● ناله، مویه، زاری
● هقهق
ریشه و کاربرد
ریشه
Derived from 'whimper'.
مثال
- The dog whimpered in pain.
- She whimpered in her sleep.
- The child whimpered for his mother.
ترکیبهای رایج
whimpered in pain whimpered like a puppy whimpered in fear
تعریف انگلیسی
- a complaint uttered in a plaintive whining way
- cry weakly or softly “she wailed with pain” “Somebody ----s”
مترادفها
verb neuter
Cry (in low and broken tones), whine.