دیکشنری فارسی

whimper

US'wımpə

معنی فارسی

ناله کردن ناليدن ناله کنان گفتن ناله

معنی کامل و مثال‌ها

/hwim´pǝr/vi., vt., n.

زوزه کشیدن، نالیدن، ناله کردن، موییدن، مویه کردن، زنوییدن

the dog whimpered all night

سگ تمام شب زوزه کشید.

the wind whimpers through the trees

باد از میان درختان زوزه می‌کشد.

هق‌هق (گریه) کردن، زاریدن، زاری کردن

the whimper of a mother whose son had died

زاری مادری که پسرش مرده بود

هق‌هق کنان گفتن، گریه کنان اظهار کردن، ناله کنان گفتن

the old man whimpered that his leg was broken

پیرمرد ناله کنان گفت که پایش شکسته است.

زوزه، زنویه

ناله، مویه، زاری

هق‌هق

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense and past participle of the verb 'whimper'.

ریشه

Derived from 'whimper'.

مثال

  • The dog whimpered in pain.
  • She whimpered in her sleep.
  • The child whimpered for his mother.

ترکیب‌های رایج

whimpered in pain whimpered like a puppy whimpered in fear

مترادف‌ها

verb neuter
Cry (in low and broken tones), whine.

واژه‌های دیگر با معنی «ناله کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن