will 2 معنی فارسی اراده ميل خواهش آرزو نيت قصد عزم اختيار خودداري وصيت وصيت نامه واژههای دیگر با معنی «اراده» volition اراده، خواست، ميل conation اراده، ميل thy will اراده تو، اراده ات volitionally با اراده، با ميل willable قابل اراده، خواستني، قابل اعمال abulic بي اراده، فاقد اراده volunteerism اراده گرايي، خواستباوري، داوطلبي voluntarism اراده گرايي dysbulia اختلال اراده will therapy اراده درماني