without restraint معنی فارسی ازادانه بدون جلوگيري واژههای دیگر با معنی «ازادانه» freely ازادانه، به ازادي، بطورازاد independently مستقلانه، ازادانه، براي خود descant زيادسخن راندن، ازادانه سخن گفتن، هم اهنگي کردن frankly رک، پوست کنده، ازادانه