workingwoman
معنی فارسی
کارگر رنجبر مزدبگير شاغل حقوقبگير کارمند
معنی کامل و مثالها
/-woom´ǝn/n.,pl.
● (زن) کارگر، رنجبر، مزدبگیر، شاغل، حقوقبگیر، کارمند (در برابر: کدبانو یا زن خانهدار housewife)
کارگر رنجبر مزدبگير شاغل حقوقبگير کارمند
/-woom´ǝn/n.,pl.
● (زن) کارگر، رنجبر، مزدبگیر، شاغل، حقوقبگیر، کارمند (در برابر: کدبانو یا زن خانهدار housewife)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن