دیکشنری فارسی

yay

معنی فارسی

بلي آري موافق اين به اين

معنی کامل و مثال‌ها

/yā/adv., n., interj.

(به ویژه هنگام رای دادن شفاهی) بلی، آری، موافق

(عامیانه) این، به این (بزرگی)

yay high

به این بلندی

ریشه و کاربرد

Interjection

Used to express joy, approval, or enthusiasm.

ریشه

Originated from the natural sounds people make to express joy or excitement.

مثال

  • Yay, we won the game!
  • She shouted 'yay' when she heard the good news.
  • Yay, it's the weekend!

ترکیب‌های رایج

Yay for Yay, it's

واژه‌های دیگر با معنی «بلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن