yea
معنی فارسی
آري بلي بله در حقيقت بلکه راي مثبت
معنی کامل و مثالها
/yā/adv., n., interj.
● (به ویژه هنگام رای دادن شفاهی) آری، بلی، بله، موافق، آره
● رای موافق (در برابر: رای مخالف nay)
● به درستی (که)، واقعا، درحقیقت
● (قدیمی) بلکه، نه حتی، حتی
a thousand, yea, ten thousand
هزار، حتی دههزار
● رای موافق دهنده، آری گوی
● (ندا - هنگام تشویق بازیکنان مسابقه و غیره) هورا، احسنت، براو
ریشه و کاربرد
ریشه
From Old English 'gēa', meaning 'yes'.
مثال
- Yea, I agree with you.
- The vote was ten yeas to five nays.
- Yea, I think we should go.
ترکیبهای رایج
Yea or nay Yea, sure Yea, okay
تعریف انگلیسی
- an affirmative “The yeas have it”
- not only so, but “I therein do rejoice, yea, and will rejoice”
مترادفها
adverb
Yes, ay, aye.