yelper معنی فارسی توله . واژههای دیگر با معنی «توله .» littermate توله، همتوله puppies توله سگ، سگ توله، نادان خود نما puppy توله سگ، سگ توله، نادان خود نما pup توله سگ، سگ توله cub توله خرس، خرس بچه، توله برخي جانوران ديگر puppyish توله سگ مانند، خودساز. harrier توله خرگوش گير، تازه اي که درشکارخرگوش بکارميبرند، ويران کننده deer-dog توله (گوزن گير)، تازي، سگ شکاري setter توله شکاري مودرازکه چون شکار، رابوکند....اشاره بسمت شکار ميکند terrier يکجور توله که عادت به کندن زمين و يافتن، جانوران را دارد