آب دهان معنی انگلیسی saliva spit water واژههای انگلیسی با این معنی fondant شيريني اي که در دهان آب ميشود spitter خدوافکن، آب دهان انداز، تف کن mouthwatering لذيذ، دهان آب انداز، خوشمزه spittle تف، خيو، آب دهان jawbreaker ماشين داراي دو فک که سنگ و غيره را خرد، ميکند، سنگ شکن