آبستن معنی انگلیسی big expectant gravid pregnant واژههای انگلیسی با این معنی childing آبستن، حامله، داراي غنچه هاي تازه که دور غنچه هاي preggers آبستن impregnate آبستن کردن، بارور کردن، اشباع کردن conceive تصورکردن، بارگرفتن، آبستن شدن