آرد
معنی انگلیسی
dust flour powder
واژههای انگلیسی با این معنی
- meal آرد، آرد ذرت، آرد جو
- milling آرد کني، آرد سازي، عمل آسياب کردن
- samp آرد ذرت، سمپ، حريره ي آرد ذرت
- mush آرد ذرت، خمير نرم
- middlings زبره آرد، آرد ميانه
- mealworm شپشک آرد
- ground basic slag آرد توماس، سرباره توماس
- roux آرد و روغن
- oatmeal آرد جو دوسر، شوربابي که از آرد جو دوسر درست مي کنند
- corndodger کلوچه آرد ذرت
- mamaliga حريره ي آرد ذرت
- rock-flour سنگارد (سنگ + آرد)، آرده سنگ
- corn-flour آرد ذرت - آرد برنج
- breadstuff ماده نان (گندم و آرد)
- corn-meal آرد گندم - آرد جودوسر
- bannock نوعي کيک که از آرد گندم يا جو، درست ميشود
- bechamel سس سفيد داراي شير و آرد و خامه
- gnocchi کوفته ي آرد يا سيب زميني با سس مخصوص
- mealy wings بالهايي که گويي آرد روي آنهاپاشيده اند، بالهاي غباردار
- cuchifrito قطعه ي کوچکي از گوشت خوک که ابتدا در آرد، و تخممرغ فرو کرده و سپس سرخ ميکنند
- marzipan يکجور شيريني که باخمير آرد و شکر درست مي، کنند
- mealmen کارگر آسياب، آرد فروش
- mealman کارگرآسياب، آرد فروش
- manioc نشاسته کاساو، آرد مانيوک