آسوده معنی انگلیسی casual comfortable easy leisure sure quiet reposeful restful tranquil واژههای انگلیسی با این معنی well off آسوده، خوش بخت، کامياب reposeful آسوده، راحت، آرام rid آسوده کردن، خلاص کردن - آزاد کردن، برطرف کردن self-collected آسوده خاطر composed رام - آسوده tranquil flow جريان آسوده well to do آسوده (درزندگي)، چيزدار، خوشبخت commodities کالا - متاع - جنس - راحت - آسايش - آسوده commodity کالا - متاع - جنس - راحت - آسايش - آسوده conveniency راحت - آسايش - راه دست - آسوده - وسيله آسايش، ياراحت - مستراح reposed آرام، آسوده lighten سبک کردن، راحت کردن، آسوده کردن respite مهلت دادن (به)، به تعويق انداختن، موقتاً آسوده کردن reprievable مهلت دادن به، عقب انداختن، موقتاً آسوده کردن reprieve مهلت دادن به، عقب انداختن، موقتاً آسوده کردن peaceful آرام، بي آشوب، بي فتنه