آشامیدن معنی انگلیسی consume drink imbibe واژههای انگلیسی با این معنی lap vt آشاميدن، با زبان خوردن، سر کشيدن sip خرد خرد آشاميدن، مزمزه کردن desorb وادر به آشاميدن resorb دوباره آشاميدن يا جذب کردن absorptiveness جاذبيت، قوه آشاميدن occlude بستن، مسدود کردن، گرفتن