occlude
معنی فارسی
بستن مسدود کردن گرفتن جذب کردن بهم جفت کردن آشاميدن خوردن
معنی کامل و مثالها
/ǝ klōōd´, ä-/vt.
● (مجرا و غیره) بند آوردن، بستن، گرفتن، دچار گرفتگی کردن، مسدود کردن
an occluded coronary artery
شریان بند آمدهی قلب
they sank ships in order to occlude the harbor
برای مسدود کردن بندر گاه کشتیها را غرق کردند.
● مانع عبور شدن، راه ندادن، جلو ورود یا خروج را گرفتن
● نهفتن، پنهان کردن، پوشاندن، مستور کردن، نا هویدا کردن، مبهم کردن
● (شیمی - گاز یا آبگونه یا جسم جامد را) جذب کردن، در آشامیدن، در خود نگاهداشتن
● (دندانپزشکی - دندانهای بالا و پایین) خوب با هم جفت شدن
● (هواشناسی) فرازیدن
occluded clouds
ابرهای فرازیده
ریشه و کاربرد
To block, close off, or obstruct.
ریشه
From the Latin word 'occludere' meaning 'to shut up' or 'to close'.
مثال
- The surgeon used a clip to occlude the blood vessel.
- The clouds occluded the sun, casting a shadow over the landscape.
- The dam was built to occlude the flow of water.
ترکیبهای رایج
Occlude the artery Occlude the view Occlude the passage Occlude the path