آغوش معنی انگلیسی bosom breast embrace squeeze واژههای انگلیسی با این معنی amplexicaul ساقه آغوش open-armed با آغوش باز abrazo در آغوش گيري daut در آغوش گرفتن، دستمالي و ماچ کردن bearhug سخت در آغوش گيري، دو دستي بغل کردن open armed با آغوش باز (انجام شده) snog بوسيدن، در آغوش گرفتن، نوازش کردن breast سينه، پستان، آغوش fondle نوازش کردن، ناز کردن، در آغوش گرفتن accolade مراسم اعطاي منصب سلحشوري، خط آبرو، خط پيوند