آماده شدن
معنی انگلیسی
prepare ripen
واژههای انگلیسی با این معنی
- warm up time زمان آماده شدن
- read time زمان آماده شدن اطلاعات، زمان در دسترس، قرار گرفتن اطلاعات کامپيوتري
- clean aircraft هواپيماي آماده بلند شدن، هواپيماي بدون مخازن خارجي
- station time زمان آماده شدن براي پرواز، زمان، بارگيري و آماده شدن هواپيما براي پرواز
- voyage repairs تعميرات مخصوص آماده شدن ناو براي، دريانوردي، تعميرات قبل از حرکت دريايي
- paddock judge داور سرپرست آماده شدن اسبهاي مسابقه
- refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک براي آماده شدن، سکوي پرتاب براي موشک بعد
- tent striking فرمان ضد استقرار، فرمان آماده حرکت شدن يکانها
- ripen رسيدن، عمل آمدن، آماده شدن
- magnetic مغناطيسي، آهن ربايي، آماده کشيده شدن
- volunteer داوطلب، داوطلب شدن، داوطلبانه آماده شدن
- staging area منطقه سوار شدن، منطقه بارگيري پرسنل و وسايل در بين راه، منطقه سوخت گيري و آماده شدن براي پرواز
- acoutre مجهز، آماده جنگ، مجهز شدن
- statitizing فرآيند انتقال يک دستورالعمل از حافظه، کامپيوتر به ثبات هاي دستورالعمل و، نگهداري آن آن در آنجا بگونه اي که براي
- bristle موي زبر، راست کردن (مو)، براق شدن
- spooling تکنيک حداقل کردن اختلاف سرعت بين سرعتهاي، داخلي کامپيوتر و وسايل ورودي و خروجي، فرآيندي که بوسيله آن دستگاههاي ورودي و
- click art صفحه اي از اشکال و تصاوير که آماده، بريده شدن هستند تا در اسناد کامپيوتري، مورد استفاده قرار گيرند
- enarm مسلح کردن، مسلح شدن، آماده کارزار کردن
- await منتظر بودن (يا شدن)، آماده بودن براي تهديد کردن