آمیخته
معنی انگلیسی
mixed tempered
واژههای انگلیسی با این معنی
- zygose آميخته، وابسته به لقاح، وابسته به گشنيدگي
- mixed آميخته، مخلوط، قاطي
- mixed gas گاز آميخته، گاز مخلوط
- cold mix آميخته سرد
- compo هرچيز آميخته
- mixed tides کشندهاي آميخته
- mixed mode experssion عبارت آميخته ياب
- deep-laid آميخته به زيرکي يا حيله، نهاني، موذيانه
- oxyhydrogen اکسيژن آميخته به ايدروژن
- orgiastic آميخته به عياشي و ميگساري
- orgy آميخته به عياشي و ميگساري
- complex پيچيده - مبهم - آميخته - مخلوط
- lemon squash شربت آميخته ازآبليموو سوداواتر
- chrismatory ظرف يا گنجانه اي که روغن آميخته، با بلسان را در آن ميريزند
- loamy آميخته با خاک رس وشن و مواد گياهي
- Franglais فرانسه ي آميخته با واژه هاي انگليسي
- mincemeat قيمه آميخته با کشمش وبرخي چيزهاي ديگر
- omnim gatherum آميختگي چندين چيز باهم توده آميخته جنگ، مهماني که همه کس بدان خوانده شود
- daube گوشت سرخ شده و آميخته با شراب و سبزيجات
- loam خاک رس و شن که با گياه پوسيده آميخته شده، باشد، خاک گلداني
- lingua franca زبان آميخته با ايتاليايي و فرانسه و يوناني، و اسپانيولي
- law french اصطلاحات آميخته با فرانسه که در زبان حقوقي، بکار ميرود
- mince pie کلوچه اي که قيمه آميخته با کشمش و شيريني در، آن ميريزند، سنبوسه
- motley رنگارنگ، آميخته، مختلط