ابر-
معنی انگلیسی
arch- great head
واژههای انگلیسی با این معنی
- bleared ابر، رگه، تيرکي
- cloud ابر، رگه، تيرکي
- gloomed ابر، رگه، تيرکي
- hazed ابر، رگه، تيرکي
- beclouded ابر، رگه، تيرکي
- sponge ابر، اسفنج، توپ پاک کن
- spohnge ابر زدن، با ابريا اسفنج پاک کردن، پاک کردن
- ion cloud ابر يون
- neposcope ابر بين
- supercity ابر شهر
- superclass ابر رده
- superstate ابر کشور، ابر استان، ابر دولت
- superparasite ابر انگل، سوپر پارازيت
- super power ابر نيرو، ابر قدرت
- superfluidity ابر شاري، ابر شارگي
- superpower ابر قدرت، ابر نيرو.
- superfluid ابر شاره، ابر سيال
- sopersolubility ابر سيري
- super cluster ابر خوشه
- superfamily ابر تيره
- supermarket ابر بازار، فروشگاه بزرگ.
- spongology ابر شناسي، اسفنج شناسي
- cloud chamber اتاقک ابر
- cryogenic conductor ابر رسانا