اثر پا معنی انگلیسی footstep واژههای انگلیسی با این معنی soleprint اثر کف پا، انگشت نگاري از پا. acromegaly درشتي اندامهاي انتهايي، رشد بيش ازاندازه سر و دست و پا در اثر، ترشح زياد غده (هيپوفيز). footmark جاپا، جاي پا، اثر پا footprint جاپا، رد پا، اثر پا burnout خاموش شدن، تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي، افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني wear out کهنه و فرسوده شدن(در اثر استعمال)، از پا دراوردن و مطيع کردن، کاملا خسته کردن. overmaster از پا درآوردن، شکست دادن، مطيع کردن vestige نشان، اثر، آثار trace اثر، نشان، رد (پا) traceability اثر، نشان، رد (پا) traceableness اثر، نشان، رد (پا) traceably اثر، نشان، رد (پا) ichnite سنگواره جاي پا، اثر پاي فسيل شده .