اجاره
معنی انگلیسی
lease rent tenure
واژههای انگلیسی با این معنی
- rent اجاره، کرايه، مال الاجاره
- lease اجاره، کرايه، اجاره نامه
- life rent اجاره، براي مدت عمر
- locatio اجاره
- rent free بي اجاره، معاف از اجاره بها، بي سلاک
- tenanted by در اجاره
- revenue farmer اجاره کار، کسي که در زمين استيجاري کشت مي کند
- lease holder اجاره دار، مستاجر
- leaseholder اجاره دار، مستاجر
- lessee اجاره دار، مستاجر
- period of hire مدت اجاره
- quasi rent شبه اجاره
- tenancies اجاره داري، مدت اجاره، نگهداري
- tenancy اجاره داري، مدت اجاره، نگهداري
- farmeble قابل اجاره، قابل کشتکاري
- rentable قابل اجاره، اجاره کردني
- lease contract اجاره نامه، عقد اجاره
- cash rent اجاره نقدي
- dead rent اجاره مسلم
- leasehold اجاره داري
- rack-rent اجاره گزاف
- subject of hire مورد اجاره
- take on lease اجاره کردن
- tenency agreement اجاره نامه