احترام معنی انگلیسی deference dignity esteem regard respect veneration واژههای انگلیسی با این معنی respect احترام، رعايت، ملاحظه respectability احترام، ابرومند، شرافت veneration احترام، حرمت گذاري، اکرام honor (honour) احترام، عزت، افتخار irreverent بي احترام، احترام نگذار، بي ادب disrespectful بي احترام، بي اعتنا، بي ادب respectfully با احترام، محترما، احتراما worshipless بي احترام، غير محترم، ناشايسته . reverently با احترام، مودبانه respectful احترام گزار، مودب، محترمانه reverent احترام گزار، با ادب، مودب guard of honor گارد احترام، پاسدار تشريفات reverential احترام گزار، محترمانه hand salute احترام با دست، سلام نظامي دادن، سلام نظامي venerability قابليت احترام، ارجمندي venerableness قابليت احترام، ارجمندي piping the side احترام با سوت honour احترام کردن به، عزت دادن به، قبول کردن venerably بطور قابل احترام، محترمانه، چنانکه شايسته احترام باشد pipe the side تجمع گارد احترام، فرمان تجمع گارد احترام (دريايي) venerator احترام گذار (نده) national salute احترام به پرچم ملي، شليک 21 توپ به احترام پرچم ملي estimably باداشتن لياقت احترام، چنانکه سزاوارقدرداني باشد time honored مورد احترام بعلت قدمت.