احساساتی معنی انگلیسی emotional emotive flaming lyrical romantic sentimental susceptible واژههای انگلیسی با این معنی sentimental احساساتي، حساس، عاطفه اي emotional احساساتي، حساس، اماده تهييج emotive احساساتي، مهيج احساسات affectional احساساتي gushy احساساتي. emotionalize احساساتي کردن، دچار احساسات کردن، تحت تاثير احساسات قرار گرفتن. sentimentality احساساتي بودن، حساسيت، عقيده مبني براحساسات ياعاطفه sentimentalism احساساتي بودن، حساسيت، تظاهرباحساسات sentimentalize احساساتي کردن، با احساسات اميختن. torch song شعر احساساتي وعشقي. torch singer خواننده شعر احساساتي وعاشقانه . melodrama يکجور نمايش احساساتي که بخوشي مي انجامد melodramatic وابسته به نمايشهاي موثر و احساساتي نيک انجام، احساساتي melodramatically وابسته به نمايشهاي موثر و احساساتي نيک انجام، احساساتي plotz تسليم احساسات شدن، احساساتي شدن emotionalist احساسات پرور، ادم احساساتي overreact بيخود واکنش نشان دادن، بيخود احساساتي شدن، فزون واکنش کردن icky چسبناک، زياده از حد شيرين و احساساتي، زننده soft boiled (درموردتخم مرغ) نيم بند، حساس، احساساتي gooey چسبنده، چسبناک، کاملا احساساتي. barbershop دکان سلماني، آرايشگاه .، وابسته به آهنگ احساساتي که توسط چند مرد pathetic رقت انگيز، تاثراور، موثر drippy باراني، هواي گرفته، کسل کننده . sensational شورانگيز، مهيج احساسات، موثر