احضار کردن معنی انگلیسی call conscript convene convoke muster rally subpoena واژههای انگلیسی با این معنی have up به دادگاه بردن يا احضار کردن muster فراخواندن، احضار کردن، جمع آوري کردن summon فراخواندن، احضار کردن، خواندن bugle شيپور، بوق، با شيپور احضار کردن adduse ذکر کردن، گفتن، اوردن call صدا کردن، خواندن، دعوت کردن retread روکش کردن لاستيک، تاير روکش شده .، دوباره به خدمت احضار شده arraign احضار نمودن (بمحکمه)، تعقيب کردن، متهم کردن